تبلیغات
تبلیغات در گوگل

 تعداد کلماتِ مقالات، معمولاً بیش از ۱۰۰۰ کلمه است و این موضوع در بالا رفتن رتبه سایت ما در نتایج جستجو و بالطبع ترافیک سایتمان، تاثیر بسیار زیادی داشته است.

دلایل متعددی برای رتبه بندی بهتر پست های طولانی وجود دارد. شاید بتوان گفت مهم ترین دلیل این است که گوگل در متون طولانی نشانه های بیشتری را پیدا می کند و راحت تر موضوع و هدف پست را درک می کند. اگر پُست خود را برای موتور جستجو بهینه سازی کنید، استفاده از کلمات کلیدی در متن نوشته راحت تر خواهد بود. زمانی که پست وبلاگتان طولانی است، دیگر نیازی به Keyword Stuffing نخواهید داشت و تعدد تکرار کلمات کلیدی در متن، متعادل خواهد بود. در این شرایط، پُست شما سرتیتر ها، لینک ها و تصاویر بیشتری خواهد داشت که در هر کدام به طور طبیعی از کلمات کلیدی استفاده شده است.

نکتۀ مهم دیگر این است که پست تان برای تعداد بیشتری کلمه کلیدی طولانی (Long-Tail Keywords) رتبه بندی بالایی به دست می آورد. همچنین، به احتمال زیاد در پست های طولانی از موضوعات متعددی حرف می زنید. به این ترتیب، مقاله شما برای تعداد زیادی از کلیدواژه ها رتبه خوبی در موتورهای جستجو به دست می آورد. اگر تمامی این موارد به خوبی در کنار یکدیگر قرار بگیرند، ترافیک زیادی از طریق موتورهای جستجو به سایت شما روانه خواهد شد.

رابطه خوانا بودن پست وبلاگ و تعداد کلمات آن

یکی از معایب پست های طولانی (بیش از ۱۰۰۰ کلمه) این است که در برخی موارد امکان خواندن آنها بسیار سخت و حتی گاهی اوقات غیر قابل فهم می شوند. اگر می خواهید مطالبی با بیش از ۱۰۰۰ کلمه بنویسید، در ابتدا باید مهارت بالایی در نویسندگی داشته باشید تا بتوانید خوانندگان را به مطالعه تمام مقاله ترغیب کنید. همچنین، به یاد داشته باشید که محتوای طولانی می تواند خوانندگان را بترساند و آنها را از مطالعه مقاله منصرف کند.

مقالات طولانی که نگارش ضعیفی هم دارند، هیچ وقت به طور کامل خوانده نخواهند شد. بازدیدکنندگان نیز معمولاً استقبال چندانی از این نوع مقالات نمی کنند و سایت را به سرعت ترک می کنند. این نوع مقالات معمولاً در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته نمی شوند و بیشتر کاربران پس از مشاهده چنین مطالبی، دیگر به سایت شما بر نمی گردند. در آخر باید گفت، مقالات طولانی با نگارش ضعیف رتبه بالایی در نتایج گوگل به دست نخواهند آورد، نه به این علت که نکات سئو را رعایت نکرده اند، بلکه تنها به دلیل تجربه کاربریِ بدی که به مخاطبان ارائه می کنند.

تنها روش موفقیت پُست های طولانی وبلاگ این است که مطمئن شوید متن ها ساختار زیبایی دارند و خواندنشان برای بازدیدکنندگان آسان است. اگر پست شما واقعا طولانی است، توضیح مختصری را به ابتدایش اضافه کنید. همچنین، مطمئن شوید که تمام پاراگراف هایتان کوتاه و مختصر هستند. سعی ک گیرا استفاده کنید. در آخر باید گفت، تا جایی که می توانید از به کار بردن کلمات سخت و دشوار خودداری کنید.

   


 سرمایه‌گذاری مطمئن و طولانی‌مدت برای جذب کاربران از طریق جستجو به حساب می‌آید. اما تنها روش جذب کاربران جستجو نیست. در مقابلِ راهکار بهینه‌سازی، گزینۀ تبلیغات گوگل وجود دارد که از روش های زود بازده و سریع برای جذب مخاطبان بیشتر برای یک وب‌سایت یا فروشگاه اینترنتی است. هر دوی این روش‌ها هم به شدّت در آمار و درآمد شما موثر هستند. چرا؟ چون کاربری که محصولات و خدمات شما را در گوگل جستجو می‌کند، یک مشتری بالقوه برایتان محسوب می‌شوید و شما با حضور پر رنگ در صفحۀ نتایج می‌توانید به راحتی او را جذب خود نمایید. همین ویژگی است که باعث تاثیر بیشتر جستجو نسبت به سایر روش‌های بازاریابی شده است. در بازاریابیِ جستجو، این شما نیستید که به دنبال مشتری می‌روید. بلکه مشتریست که به دنبال شما می‌آید. پس فقط لازم است مطمئن شوید که شما را پیدا می‌کند.

پس می‌بینید که دیده شدن در گوگل می‌تواند سود بسیار زیادی داشته باشد. حال سوال اینجاست که وقتی قصد دارید از این طریق مخاطب جذب کنید، کدام یک از دو روش مطرح شده برای شما مناسب‌تر است؟ آیا باید در گوگل تبلیغ بدهید یا فقط بروی سئوی سایت خود تمرکز کنید؟ در این مطلب سعی می‌کنیم مزایا و معایب هر دو روش را با شما در میان بگذاریم و کمک کنیم تا یک انتخاب آگاهانه در این زمینه داشته باشید. پیشاپیش امیدوارم هر دو رقیب ما (سئو و تبلیغات گوگل) برای یک مبارزۀ سخت و جان‌فرسا آماده باشند.

قبل از هر چیز، بگذارید نگاهی به صفحۀ نتایج گوگل داشته باشیم. بله، این همان صفحه‌ای است که همه بارها آن را دیده‌ایم و به خوبی با آن آشنایی داریم. اما این صفحۀ ساده، خود دارای دو بخش متفاوت است. یک بخش تبلیغات کلیکیِ مرتبط با جستجوی شماست (که به انگلیسی Pay Per Click یا PPC نامیده می‌شوند، به معنی پرداخت به ازای هر کلیک) و یک بخش نتایج طبیعی مرتبط با آن جستجو (که در انگلیسی Organic Search یا همان جستجوی طبیعی نام دارند). بخش اول، منبع درآمد شرکت گوگل است (که شما هم با تبلیغ دادن، به مقدار آن اضافه خواهید کرد

   


آموزش برخی تکنیک های فروش

سه شنبه 12 بهمن 1395 نویسنده: همکار همکار | نوع مطلب :چرا تبلیغات ،کلمات کلیدی ،

ا لای در یک تکنیکِ متقاعدسازی است که در آن شما قبل از آنکه خواستۀ اصلی (و بزرگ) خود را مطرح کنید، ابتدا یک خواستۀ کوچک‌تر را مطرح می‌کنید و بعد از گرفتن تائید، به سراغ خواستۀ اصلی خود می‌روید. نام این تکنیک نیز به خوبی مفهوم آن را به ما منتقل می‌کند. وقتی شما پای خود را لای در بگذارید (که یعنی مشتری خود را در مسیر مورد نظر مقداری پیش ببرید)، شانس اینکه درِ فروش به طور کامل برایتان باز شود و مشتری به پیشنهاد بزرگ شما فکر بکند، بیشتر خواهد بود. شما را نمی‌دانم، اما من از تصویری که این تکنیک بازاریابی القا می‌کند، واقعاً لذت می‌برم.

بسیاری از ما در روز با فروشنده‌های مسر و جدی روبرو هستیم که می‌خواهند به هر طریقی که شده ما را به خرید مجبور کنند (و همانطور که در مطلب خود دربارۀ حق انتخاب مشتری گفتیم،  اینکار فقط به ضررشان است). اما در تکنیک پا لای در، فشار بسیار کمی از طرف شما بر روی مشتری وارد می‌شود. یعنی فقط یک درخواست کوچک از او می‌کنید. و این خود اوست که فشار اصلی را به خود وارد می‌کند. چرا که با درخواست کوچک شما موافقت کرده است و اکنون تصویری از خود را شکل داده است که شکستن آن برایش چندان کار راحتی نیست.


این سناریو را تجسّم کنید. یک فروشنده، درب منزل شما را می‌زند و از شما می‌پرسد “اشکال نداره یک سوال کوچک ازتون بکنم؟” یا “میشه یک چیزی رو نشونتون بدم؟”. این یک درخواست کوچک از سوی اوست. ضرر چندانی هم برای شما ندارد. پس شما در را باز می‌کنید تا به حرف‌هایش کامل گوش بدهید. اما کمی بعد خود را در یک موقعیّت متفاوت می‌یابید. اکنون او درخواست بزرگ خود را مطرح کرده است “حالا فقط یک مخلوط‌کن می‌خواهید یا اینکه حاضرید برای تندرستی خودتون یک آبمیوه‌گیری خوب و مقاوم هم بخرید؟”

حتما بخوانید:  تکنیک فروش: دو انتخاب، بیشتر از یک انتخاب می‌فروشد

تحقیقات انجام شده در زمینۀ تکنیک “پا لای در”


معروف‌ترین تحقیق در زمینۀ این تکنیک متقاعدسازی، در سال ۱۹۶۶ توسط دو محقق به نام‌های جاناتان فریدمن و اسکات فریزر انجام شد. آنها نام آزمایش خود را “موافقت بدونِ فشار” گذاشتند. فکر می‌کنم این عبارت به خوبی نشان‌دهندۀ جنبۀ روانشناسانه این تکنیک باشد.

تحقیق مذکور، در دو آزمایش انجام شد که در هر دوی آنها تاثیر قابل توجه این تکنیک را تائید  کردند.

آزمایش اول:

سوژۀ اولین آزمایش، ۱۵۶ زن (خانه‌دار) بودند که به چهار گروه تقسیم می‌شدند. برای شروع، با زنانِ سه گروه تماس گرفتند و از آنها یک سوال ساده پرسیدند: “میتونید به ما بگید که شما در حال حاضر از کدام محصولات خانگی‌، مثلاً چه صابون و پاک‌کننده‌ای، استفاده می‌کنید؟”

سه روز بعد، آنها دوباره با تمام این زنان، به علاوۀ گروه چهارم، تماس گرفتند. اینبار، از زنان پرسیدند که آیا مایل هستند به یک محقق اجازه بدهند به خانۀ آنها بیاید و انواع مختلف محصولات خانگی که در خانه‌شان وجود دارد را لیست کند؟

بیایید کمی در این درخواست دقیق شوم: چیز واقعاً بزرگی خواسته شده است. در درجۀ اول، شما  باید درِ خانۀ خود را به روی یک غریبه باز کنید. به علاوه، این غریبه قرار است کشوها، کابینت‌ها، کمد‌ها و سایر سوراخ سنبه‌های خانۀ شما را بگردد تا ببیند چه محصولاتی دارید، آنها را بر دارد، لمس کند، اندازه بگیرد و در مورد آنها اطلاعاتی را یادداشت نماید. قبول کنید که این کار، در حالت عادی به منزلۀ تجاوز به حریم شخصی است.

و اما نتایج: از سه گروه اول که قبلاً با آنها تماس گرفته شده بود، ۵۲٫۸% با این درخواست موافقت کردند. اما از گروه چهارم، فقط ۲۲٫۲۲% بودند که به این درخواست جواب مثبت دادند.

آزمایش دوم:

در آزمایش دوم، فریدمن و فریزر، یک گروه ۱۱۲ نفره (از مردان و زنان) را سوژۀ آزمایش خود قرار داده و مثل آزمایش قبل، آنها را به چهار گروه تقسیم کردند.

اینبار، آنها به درب منزل این افراد می‌رفتند و از آنها می‌خواستند که یک تابلوی کوچک در ماشین خود بگذارند که تبلیغ رانندگی ایمن را می‌کرد یا آنکه یک تابلوی کوچک پشت پنجرۀ خانه‌شان بگذارند با مضمون “شهر ما خانۀ ماست”.


و بسیاری از آنها با اینکار موافقت کردند که یعنی پای محققان ما دیگر لای درِ مخاطبان بود. یک هفته بعد، آنها از همین افراد و البته گروه چهارم درخواست کردند که یک تابلوی بزرگ‌تر و زشت‌تر با همان پیام قبلی (رانندگی ایمن یا شهر ما خانه ماست) را در حیاط خانۀ خود بگذارند.

هدف محققان ما چه بود؟ آنها می‌خواستند بدانند که درخواست یک کار خیر – که در رابطه با مسأله‌ای اجتماعی بود – چه تغییری در میزان تاثیرگذاری این تکنیک ایجاد می‌کند.

و نتیجه چه بود؟ مشخص شد که نوع درخواست هیچ فرقی در تاثیر تکنیک پا لای در ندارد و رفتارِ شرکت‌کنندگان، مشابه آزمایش اول است. آنهایی که با گذاشتن یک تابلوی کوچک موافقت کرده بودند، بیشتر به قرار دادن بیلبورد بزرگ در حیاط خانۀ خود رغبت نشان می‌دادند. این در حالی است که در گروه آخر، تعداد جواب‌های مثبت بسیار کمتر بود.

سایر تحقیقات

البته، این پدیده، فقط در سال ۱۹۶۶ درست نبود. تکرار این آزمایش در سال ۱۹۷۴ نیز نتایج مشابهی را در پی داشت. چند سال بعد، یعنی ۱۹۸۱ نیز یک تحقیق دیگر توانست تاثیر این تکنیک را ثابت کند. و یکبار دیگر هم در سال ۱۹۹۹، دوباره این آزمایش انجام شد و تاثیر بالای این تکنیک را نشان داد.

   


نحوه رقابت با کسب و کار های بزرگ

سه شنبه 12 بهمن 1395 نویسنده: همکار همکار | نوع مطلب :گوگل ادورد ،سئو ،

شاید در نگاه اول، رقابت با سایت های بزرگ در نتایج جستجوی گوگل امری غیر ممکن به نظر برسد، اما بهتر است بدانید مدیریت وب سایت یک کسب و کار کوچک می تواند مزایای بسیار زیادی در زمینه  برایتان داشته باشد.

در مقالۀ امروز قصد دارم دربارۀ فرصت هایی استثنایی صحبت کنم که وب سایت های بزرگ، علی رغم تجربه و مزایای طبیعی خود قادر به استفاده از آن ها نیستند. این فرصت ها به یک کسب و کار کوچک اجازه می دهد تا با کمی تلاش، رتبه های خوبی در موتورهای جستجو به دست آورد.

بنابراین، اگر شما هم وب سایت کوچکی دارید یا به تازگی وب سایت خود را راه اندازی کرده اید، پیشنهاد می کنم این مقاله را مطالعه کنید. خواندن نکات موجود در این مقاله به شما کمک می کند تا بتوانید برندهای بزرگ در زمینۀ کاری خود را در نتایج جستجوی گوگل به چالش بکشید.

برتری های یک وب سایت بزرگ

بدون شک یک وب سایت بزرگ و مشهور، برتری های بسیاری نسبت به وب سایت های کوچک دارد، به خصوص در زمینه سئو و بهینه سازی سایت. برخی از مزایای وب سایت های بزرگ عبارتند از:

اعتبار دامنه یا Domain Authority

وب سایت های بزرگ، معمولاً مدت زمان زیادی است که مشغول به فعالیت هستند و بالطبع صفحات بسیار زیادی دارند. چنین وب سایت هایی، مرتباً درحال بروزرسانی محتوای سایت خود هستند و لینک بیلدینگ قدرتمندی دارند. به همین دلیل، اعتبار دامنه یا DAA آنها بالا است.

تعداد و تنوع لینک های سایت

همانطور که در بالا اشاره کردیم، وب سایت ها بزرگ لینک بیلدینگ قدرتمندی دارند. همین، تعداد زیاد لینک های متنوع سبب می شود موتورهای جستجو (که بسیار سخت گیر و متعصب هستند)، رتبۀ بالاتری را به محتوای وب سایت های بزرگ اختصاص دهند. اگر همان محتوا، در یک وب سایت کوچک یا تازه تاسیس منتشر شود، مطمئناً رتبۀ قابل قبولی کسب نمی کند.

قابل اعتماد بودن

وب سایت های بزرگ طی سالها از طریق تبلیغات، بازاریابی و ارتباطات گسترده توانسته اند خود را به عنوان برندی قابل اعتماد معرفی کنند. بنابراین، اکنون در بین کاربران اینترنت شناخته شده اند و حتی توانسته اند طرفدارانی متعصب به دست آورند.

منابع مالی

مطمئناً وب سایت یک کسب و کار کوچک، منابع مالی یک وب سایت بزرگ را در اختیار ندارد. برای مثال اگر بخواهیم سایت فروش بلیط هواپیما علی بابا را با سایت آژانس مسافرتی رامین محمودیمقایسه کنیم، مسلماً وب سایت علی بابا، سرمایۀ بیشتری در اختیار دارد و می تواند از این سرمایه جهت بازاریابی دیجیتال و تقویت سئوی سایت خود استفاده کند.

امکان سرمایه گذاری

در بازاریابی دیجیتال (یا هر نوع بازاریابی دیگری)، اما و اگرهای بسیاری وجود دارد. مطمئناً وب سایت های بزرگ حاضر نیستند بر روی یک موضوع نامطمئن که هزاران اما و اگر به دنبال دارد،  سرمایه گذاری کنند.

اینجاست که روزنۀ امید بر روی یک کسب و کار کوچک باز می شود. دقیقاً همین نقطه ای که وب سایت های بزرگ حاضر به ریسک کردن بر روی آن نیستند، برای یک وب سایت کوچک بهترین فرصت در بازاریابی دیجیتالی است.

   



در شرایط عادی، زمانی که سایت شما در نتایج جستجوی گوگل یا سایر موتورهای جستجو نمایش داده می شود، کاربران می توانند عنوان صفحۀ سایت، آدرس سایت و متا دسکریپشنی که برای آن صفحه در نظر گرفته اید را مشاهده کنند.

زمانی که از ریچ اسنیپت ها در سایت خود استفاده می کنید، گوگل می تواند اطلاعات بیشتری دربارۀ کوئری جستجو را در اختیار کاربر قرار دهد. حال این اطلاعات می تواند نقد و بررسی یک محصول، یک شخص، یک تجارت یا هر چیزی باشد. گوگل با استفاده از ریچ اسنیپت سعی می کند اطلاعاتی دقیق و دسته بندی شده را در اختیار کاربر قرار دهد و اوا را به سمت سایت شما هدایت کند.


در تصویر بالا لینکی از سایت نوین را در نتایج جستجو مشاهده می کنید. ستاره هایی که در زیر لینک قرار دارند، امتیازی است که کاربران به این صفحه داده اند. همچنین، همانطور که می بینید ۲۲ نفر به این صفحه امتیاز داده اند. این یک نمونۀ رایج استفاده از ریچ اسنیپت است.

در تصویر بالا لینک اپلیکیشن استار باکس در آیتونز اپل را مشاهده می کنید. همانطور که می بینید در زیر این لینک، امتیاز کاربران به همراه تعداد رای ها، قیمت و سیستم عامل مورد استفاده، مشخص شده است.

ریچ اسنیپت از چه نوع محتوایی پشتیبانی می کند؟

در حال حاضر موتورهای جستجو، سه نوع محتوای نشانه گذاری شده را تشخیص می دهند:

  • Microdata
  • Microformats
  • RDFa

هر ۳ نوع محتوا از زبان HTML پشتیبانی می کنند و در حقیقت به کمکشان می توان محتوای یک صفحۀ وب را برچسب گذاری کرد. باید گفت که Microdata مرسوم ترین نوع محتوای استفاده شده در ریچ اسنیپت هاست. البته تگ های Open Graph و کارت های Twitterr نیز نوعی دادۀ نشانه گذاری محسوب می شوند، اما نمی توان از آنها به جای ریچ اسنیپت ها استفاده کرد.

برای نوشتن این نوع داده، نیازی به یادگیری زبان HTML ندارید. این کدها بسیار ساده هستند و معمولاً به صورت آماده در اینترنت وجود دارند.

   



این هم تغییر دیگه گوگل – بعد از فهرست بندی اول موبایل. مهر 95 گوگل اعلام کرد میخواد سایتهایی رو که پسورد و اطلاعات کارتهای بانکی کاربرهارو بدون استفاده از پروتوکل https جمع میکنن، جریمه کنه. این یکی به خصوص برای فروشگاه های آنلاین کوچیک ممکنه مشکل ساز باشه.
نگران نشید، وبمسترها به راحتی میتونن به کمک یه سری افزونه ها هرچی که برای راه اندازی پروتوکل https لازمه رو به گواهی امینیتیتون اضافه کنن.
اگه میخواهید راجع به افزونه های پروتوکل امنیتی بیشتر بدونید با مشاوران دارکوب تماس بگیرید.
حالا این برای ما چه اثری داره؟
خوشبختانه گوگل به این زودیا قصد نداره فهرستبندی دسکتاپیشو حذف کنه. بنابراین اونایی که هنوز به موبایل نقل مکان نکردن میتونن فعلا راحت باشن.
گری ایلیس (16 آبان 95): سایتهایی که فقط نسخه دسکتاپی دارن هنوز هم تو نتایج جستجوها نمایش داده میشن و قابل پیدا شدن هستن. چطوری موبایلگدن هیچکسو به سرای عدم نفرستاده؟
این حرف یعنی قراره کسایی که به پروتوکل httpss منتقل نشدن جریمه بشن. عدم امنیت سایتها به طوری که اطلاعات حساس کاربر رو به خطر بندازه برای گوگل خیلی مهمه. گوگل میخواد از کاربرهاش حمایت کنه و اگه سایتتون پتانسیل امنیتی ضعیفی داشته باشه باید منتظر عواقبش باشید.

  • 3 نکته برای در امان موندن از تغییرات الگورتیم بعدی

1- سایتتونو امن کنید!
اگه مدیر یه پلتفرم فروشگاه آنلاین هستید یا کاربرهای سایتتون باید لاگین کنن، باید در اولین فرصت ممکن چک کنید که سایتتون با پروتوکل https کار میکنه یا نه.
چون نهایت دیگه تا بهمن ماه وقت دارید و اگه تا اون موقع آماده نباشید احتمالا رتبه سایتتون روی صفحه نتایج گوگل پایین میاد.
2- میزبانی موبایل
 هیچوقت، هیچوقت سایت موبایلیتونو روی زیردامنه میزبانی نکنید. درسته گوگل بخاطر این مسئله جریمتون نمیکنه، اما اینطوری برای بعدهای خودتون مشکل درست میکنید. بهتره به جای اینکار برای همه صفحات سایتتون از طراحی ریسپانسیو (واکنشگرا) استفاده کنید.
ساخت اول موبایل یکم به پروژه های ساخت سایت فشار میاره، چون توسعه دهنده ها و مدیرها باید اوایل توسعه سایت به روشهای ترکیبی سئو توجه داشته باشند.
اینجور مواقع توسعه دهنده ها باید به این نکات توجه کنند:
مدیریت مارک آپ داده های سازمان یافته در هنگام تعادل سرعت موبایل
اولویت دادن به سرعت بارگذاری سایت موبایلی نسبت به سایت دسکتاپی
 اطمینان از اینکه همه محتوای سایت دسکتاپی روی سایت موبایلی هم نمایش داده میشه

  • اطمینان از کیفیت سایت

اگه میخواهید سایتتون از نظر عملکرد بر روی دستگاه های تلفن همراه تو اوج خودش باشه، مهمترین چیز اجرای سئو برای موبایله. خیلی کارها میشه انجام داد اما اولین اولویتتون باید مدیریت طول تگ های عنوان برای موبایل باشه (حدود 70 کاراکتر).
اگه حس میکنید چیزی از اینها سر در نمیارید میتونید با مشاورین دارکوب تماس بگیرید تا براتون توضیح بدیم. 
میتونید از ابزار Google Search Console Fetch استفاده کنید و ببینید عنکبوتهای گوگل چطوری سایتتونو میخونن. میتونید خودتون این ابزار رو طوری تنظیم کنید که سایتتونو هم از دید موبایل ببینه هم دسکتاپ.
 این ابزار بی نهایت مفید و به درد بخوره و جا داره که همه توسعه دهنده ها، وبمسترها و بازاریابهای دیجیتالی تو جعبه ابزارشون داشته باشنش.

  • ارتقای دائمی سایت

گوگل هم مثل هر کسب و کار دیگه دائما داره سعی میکنه تجربه ای که کاربرهاش موقع جستجو دارن رو بهبود ببخشه. اگه یاد بگیرید شما هم همراه با تغییرات گوگل پیش برید، مثل اینه که یاد گرفته باشید با یه پیمانکار سختگیر و ایرادگیر کار کنید – اولش شاید مشکل باشه اما در نهایت مشتریهاتون ازتون راضی میشن.

   



اینجا باید دو تا کار انجام بدید:
1- فهرستی از ویژگی های شخصیتی مشتری درست کنید
2- محتوا رو بر اساس سفر مشتری برنامه ریزی کنید.
 همه برنامه های توسعه محتوا باید با تهیه فهرستی از ویژگی های شخصیتی مشتری شروع بشن. وقتی همچین فهرستی داشته باشید میتونید مخاطب هدفتونو کشف کنید و در نتیجه عنوان هایی براش بنویسید که بیشتر علاقه داشته باشه. از خودتون این سوالها رو بپرسید:
مشتری ایده آل و مورد نظر من کیه؟
چه سوالها، نقطه نظرات و نقدهایی میتونه داشته باشه؟
چی باعث میشه تصمیمش برای خرید جدی تر بشه؟
چه اطلاعاتی نیاز داره داشته باشه که محتوای من میتونه بهش اون اطلاعات رو بده؟
 قدم بعدی اینه که برای محتواتون طبق سفری که یک کاربر از خواندن محتوای سایت تا تبدیل شدن به خریدار طی میکنه نقشه بکشید. در هر مرحله از خرید مناسبترین محتوا رو قرار بدید. اینطوری میتونید استفاده از محتواتونو به حداکثر برسونید و خلایی رو که باید پر کنید کشف کنید. برای این کار باید به نکات زیر دقت کنید:
نقشه چرخه فروشتونو بکشید. معمولا هم به این صورته: آشنایی، علاقه، ارزیابی، در نظر گرفتن، پذیرش و خرید.
برای اینکه بهتر بتونید فرایند نقشه برداری رو ببینید و دنبال کنید، یه جدول درست کنید.
محتوای موجودتونو بر اساس سه عامل ارزیابی و ویرایش کنید: اینکه چه گروهی از مخاطبان رو هدف قرار داده، چه نیازی رو برآورده میکنه و برای چه مرحله ای از چرخه خریده؟
هر جا که محتوا اجازه میده، با ارجاع خواننده به محتوای قبلی، یه جریان پیش رونده بوجود بیارید.
شاید بپرسید چرا با این مسئله کارو شروع کنیم؟
سفر خرید یه تجربه است و ما همیشه هدفمون اینه که تجربه خوبی برای مشتری بوجود بیاریم. باید برای این تجربه تو هر نقطه تماس و کانال تعامل با برندتون برنامه ریزی کنید.
این مرحله کمک میکنه جاهایی رو که تجربه مشتری بهینه نشده رو شناسایی و مشکل رو رفع کنید. کمک میکنه بدونید چرا، چطور و کجا مشتری ها میخوان تعامل داشته باشن.
 مثلا شاید یه مشتری تو آخرین مراحل خرید بخواد ببینه چقدر میتونه وام مسکن بگیره اما تو مراحل اولیه که مشتری تازه با فروشگاه آشنا شده فقط میخواد سرگرم بشه و اطلاعات کسب کنه.

  • شروع یک بحث مناسب

حالا طرف صحبتتونو میشناسید و میدونید تو هر مرحله از چرخه خرید چه محتوایی بکار ببرید. حالا وقتش رسیده که با هدف گرفتن نقاط مختلف ارتباط بین خریدار و فروشنده، محتواتونو مرتبط و جالب کنید.
 از نقطه نظر سازمانی، محتوای استاتیک میتونه هدفشو پیش ببره. سریع و مؤثره و کنترلش راحته. میتونه برای پلتفرم های مختلفی بکار بره و برای صنایع دقیق و تحت کنترل مثل حوزه سلامت و حوزه قضا مناسبه. فقط یه مشکل داره: محتوای استاتیک تجربه استاتیکی (یکنواخت و غیرپویا) خلق میکنه و حوصله مخاطب رو سر میبره.
 مشتریها باید بتونن بحث کنن، این بحث ها وادارشون میکنه که باز هم به سایت سر بزنن و پیگیری کنن. مردم دوست دارن گزارشها رو ببینن و یه نگاه فوری از دور داشته باشن. اگه همچین چیزی اتفاق بیفته دیگه شانستوو برای درگیر کردن مخاطب از دست دادید.
 راه حلش اینه که محتوای دینامیک و پویاتری انتخاب کنید، مثل اینفوگرافی های دینامیک، پرسش و پاسخ، برنامه های محاسبه (برای قسط وام های بانکی، محاسبه برگشت سرمایه و غیره)، نظرات وبلاگ و مصاحبه. البته بازی و گالری تصاویر و وبینار و دکمه های فالو و محتوای شبکه های اجتماعی که میتونن به اشتراک گذاشته بشن و لایک بخورن هم جزوشون به حساب میان.
این نوع محتوا بیشتر حالت تعاملی هستن و میتونن به سمت بحث پیش برن و نهایتا نرخ تبدیل سایت رو افزایش بدن.
تو یه تحقیقی که اخیرا در مورد بازاریابی محتوا انجام شده، بیش از 755% از پاسخ دهنده ها گفتن امسال میخواستن بیشتر از محتوای تعاملی استفاده کنند. استفاده مؤثر از محتوای تعاملی در کنار شخصی سازی کمک می کنه مشتری ها فقط چیزی رو که براشون جذابه ببینن و با محتوا درگیر شن که در نتیجه وارد مرحله بعد قیف فروش خواهند شد.
 اینجا اون جمله معروف رو باید عملی کنید که میگه: چیزی رو بهشون بگید که دوست دارن بشنون نه چیزی که خودتون میخواهید بگید.

   


اصول وبلاگ نویسی

چهارشنبه 6 بهمن 1395 نویسنده: همکار همکار |

یکی از بهترین روشهای برقراری ارتباط با کاربر وبلاگه، یه ابزار خارق العاده که برای مردم محتوای مفید ارائه، برند تجاری شما رو ارتقا، شهرت و ترافیکتونو افزایش میده و نهایتا برگشت سرمایه رو بیشتر میکنه. 

موتورهای جستجویی مثل گوگل میخوان با ارائه مرتبط ترین نتایج، به بهترین شکل ممکن به کاربرهاشون ارائه خدمات کنن. یعنی گوگل طوری خزنده های سایتشو طراحی کرده که دنبال محتوای جدید و بروزی بگردن که بیشترین ارتباط رو با کلماتی که کاربر سرچ کرده داشته باشه. گوگل به سایتهایی که محتوای جدید دارن ارزش بیشتری قائل میشه به خصوص اگه به موضوعاتی که تازه باب شده باشند هم ربط داشته باشه.
 اینجاست که وبلاگ تجاری میتونه نقش خودشو ایفا کنه و برای سایتتون محتوای مرتبط و تازه تولید کنید و سئوی سایت و رتبه جستجوی طبیعی سایتتونو ارتقا بده.

  • بهینه سازی کلیدواژه

یکی از ابعاد مهم سئو، بهینه سازی کلیدواژه است – قبلا که سئو تازه بوجود اومده بود، سایتها فقط کلیدواژه ها رو تو صفحاتشون به صورت تکراری و پشت سر هم مینوشتن تا بتونن جستجوی مرتبط به یه کلیدواژه خاصی رو بهتر جلب کنن. الگوریتمهای گوگل هم از همونموقع تغییر کردند تا کسانی رو که همچین کاری میکنن جریمه کنن. اما اگه کلمات و عبارتهای کلیدیتون هدفمند و طبق اصول روی صفحه بکار رفته باشه و محتوای مفید و معنی داری رو به کاربرها ارائه بده به نفع سئوی سایتتون میشه. 
 اینجاست که وبلاگ وارد میشه و پلتفرمی براتون فراهم میکنه که بتونید در مورد موضوعات مرتبط با صنعتتون صحبت کنید و کلیدواژه هاتونو با روش مناسبی تو اون محتوا استفاده کنید.

  • مدیریت پیوندها

بک لینکها اثر مهمی روی سئوی سایت دارن اما نکتش اینجاست که لینکهای ورودی به سایتتون باید مرتبط بوده و کیفیت خوبی داشته باشند. یعنی لینکی که از یه سایت مشهور بیاد به سایتتون، براتون ارزشمنده در حالی که لینکهایی که از سایتهای اسپم میان رتبتونو کاهش میدن. وقتی شما مطالب وبلاگتونو رو شبکه های اجتماعی به اشتراک میذارید، اگه وبلاگتون خوب باشه و محتواش مفید باشه خودش به طور طبیعی بک لینکهارو جذب میکنه و بیشتر به اشتراک گذاشته میشه و حتی تو وبلاگ های دیگه هم بهش ارجاع میدن. هر بار که کسی پست شما رو به اشتراک میذاره یا بهش ارجاع میده، یه بک لینک برای سایتتون حساب میشه.

  • بهبود لینکهای داخلی

وبلاگها میتونن علاوه بر بک لینکها، لینکهای داخلی خوبی هم برای خودشون بوجود بیارن. میتونید از کلیدواژه هایی که به طور هدفمند تو محتوای وبلاگتون گنجونده شدند به خدمات و یا سایر پستهای وبلاگتون که مرتبط با اون کلیدواژست لینک بدید. با این کار، کاربرها وقتی دارن محتواتونو میخونن به صفحات دیگه سایتتون هم سر میزنن و ترافیک تو سایتتون به جریان میفته.

  • تشکیل انجمن

با بکارگیری ابزارهای شب

   


گوگل ادوردز چیست؟

چهارشنبه 6 بهمن 1395 نویسنده: همکار همکار | نوع مطلب :تبلیغات در گوگل ،

گوگل بتونن داده های جستجو رو تحلیل کنن، بودجه تبلیغات آنلاین و مبلغ پیشنهادی که مایلند برای تبلیغات کلیکی خرج کنند رو مشخص کنن.

 خدمات گوگل اد بیشتر با کلیدواژه ها کار میکنه، اما اخیرا یه تبلیغات نمایشی رو معرفی کرده و حالا دیگه شرکتها میتونن تبلیغات تصویری (به صورت عکس یا ویدئو) هم داشته باشن و احتمال جذب مشتری رو افزایش بدن. 
 شرکتهایی که با استفاده از ابزار ادوردز تبلیغ میسازن، برای کلیدواژه های مورد نظرشون تو صفحه نتایجی که مردم روی موتور جستجوی گوگل سرچ کردند و بین سایتهای رتبه بالا نمایش داده میشن. این ابزار اطلاعات مختلفی درباره جستجو ارائه میده و میتونید تبلیغاتتون رو ارتقا بدید، یا حتی شرایط خاصی رو هدف بگیرید (مثلا زمان خاصی از روز، محله مشخصی و علایق خاصی).
برای این تبلیغات 55 دسته بندی وجود داره:

  • شبکه های جستجو: این برای تبلیغاتیه که وقتی سرچی روی گوگل انجام میشه، به عنوان نتایج جستجو نمایش داده میشن (بین نتایج بالا).
  • نمایش: تبلیغاتی که به صورت عکس بر روی سایتهای شرکای گوگل نمایش داده میشن. این تبلیغات تصویری هستن و برای همین برای جذب مشتری خوبند، به خصوص برای بازاریابی محصولاتی که ظاهر جذابی داشته باشند.
  • بازاریابی دوباره: با این امکانات میتونید تبلیغات گوگل رو به کسایی که الآن از سایتتون دیدن میکنن نشون بدید. وقتی کسی سایتتونو بدون خرید یا حرفی ترک میکنه، میتونید با بازاریابی دوباره ردیابیش کنید و وقتی به صورت آنلاین وبگردی میکنه براش تبلیغات مرتبط رو نمایش بدید.
  • خرید: اگه یه سایت فروشگاهی هستید و محصولاتی برای فروش دارید، میتونید محصولاتتونو با این دسته تبلیغ کنید، اینجور تبلیغات روی تب خرید یا shopping گوگل به نمایش در میان.
  • یوتیوب: میتونید با استفاده از این قابلیت تبلیغات گوگل رو در قالب هر فرمتی (متن، تصویر و ویدئو) در جایگاههای مختلف سایت یوتویب به مردم نمای

   


لیغات بصری سایت و حتی کارت تجاری خود شرکتتون. اما اکثریت وقتی باهاتون آشنا میشن که یه عبارتی مرتبط با خدمات شما رو تو موتورهای جستجو سرچ میکنن. محبوبترینشون هم که گوگله، برای همین بیشتر قوانین سئوی جهان رو هم گوگل وضع میکنه. 

 بنابراین وقتی میخواهید یه سایت جدید برای کسب و کارتون بسازید باید ارزش سئو رو در نظر بگیرید و سایتی بسازید که با سئئ و موتورهای جستجو سازگار باشه. تو این مقاله چند نکته رو برای ساخت یه سایت سازگار با سئو با هم مرور می کنیم.

  • کدهای تمیز

باید بدونید خزنده های موتورهای جستجو چطوری سایتتونو میخزن و اینم بدونید که این خزنده ها فقط در HTML میتونن سایتهارو بخزن. یعنی باید استفاده از جاوااسکریپت و CSS رو به حداقل برسونید و بدرستی تو  سایتتون بکار بگیریدشون وگرنه خزنده های موتورهای جستجو بخشهایی از سایتتونو که شاید مهم هم باشن رد میکنن.

عنوان خودش گویای مطلب هست. اگه کسی بتونه براحتی URLشما رو بخونه و درک کنه، پس خزنده های موتور جستجو هم میتونن. اگه میخواهید نتایج سئوی بهتری کسب کنید باید اسم صفحاتتونو مرتبط با محتوای صفحه انتخاب کنید. خزنده های موتورهای جستجو از طریق اسم URLها، محتوا، لینکها و تم کلی سایت، رتبه جستجوی سایت رو تخمین میزنن.

محتوا شاه همه اینهاست – کل هدف الگوریتم های رتبه دهی گوگل اینه که ارتباط سایت رو با عبارتی که کاربر سرچ کرده تعیین کنن. بنابراین محتوا نقش مهمی بازی میکنه چون مردم دنبال محتوای شما هستن. گوگل میگه محتوایی که به طور مرتب بروز و تازه میشه اهمیت زیادی داره. این بروزرسانی حتی میتونه بروزرسانی یه بخش کوچیک باشه یا میتونید یه وبلاگ داشته باشید که هر هفته توش مطلب تازه ارسال میکنید. تگهای متای تمام صفحات هم باید بروز و خاص و از هم متمایز باشن.

  • عدم استفاده از فریم ها

استفاده از iframeها به طراحان سایت این امکان رو میده که تو یک صفحه چند محتوای جداگونه داشته باشن. ضمنا از اونجایی که هر iframe یه URL مخصوص به خودش (و در نتیجه یه فایل جدا) داره، طراح میتونه به کمک iframe چند URL تو یه صفحه داشته باشه. این قضیه برای سئو خوب نیست چون نمیذاره خزنده های موتورهای جستجو صفحه رو بخونن و محتوارو فهرست کنن. اگرچه راه حلهای جایگزینی هم برای این مسئله هست، مثلا میشه iframeها رو تو robots.txt بذاریم یا از کنسول جستجو استفاده کنیم تا خزنده های گوگل بخوننش، اما باز هم پیشنهاد میکنم اگه میخواهید سئوتون خیلی عالی باشه کلا از این روشها استفاده نکنید.


   


سئوی بی نقص

ما به صفحه ای که همه عناصر ضروری بهینه سازی رو در ارتباط با کلیدواژه ها رعایت کرده باشه میگیم سئوی بی نقصی داره. هر صفحه (شاملف عنوان، توصیف و H1 برای تمام صفحات، افزونه سئوی یوست هم بکار میگیریم تا صفحه روی موضوع خاصی تمرکز داشته باشه.
5 عنصر هستن که مستقیم روی صفحه ظاهری سایت نمایش داده میشن و باید مستقیم در پس زمینه تمام صفحات وجود داشته باشند که تو این مقاله اینها رو با هم مرور میکنیم:
عنوان صفحه: بالای پنجره مرورگر دیده میشه و برای نتایج جستجوی موتورهای جستجو بکار میره.
URLصفحه: تو نوار آدرس مشاهده میشه و محل خاص اون صفحه رو نشون میده. ترجیحا باید از عنوان صفحه گرفته بشه و بین کلمات از خط فاصله استفاده بشه.
تیتر H1: به طور پیشفرص، H11 همون عنوان صفحست ولی میشه طوری تنظیم کرد که خودتون تغییرش بدید و پیشنهاد میکنم که این کارو بکنید چون میتونید یه تیتر طولانی تر با خلاقیت بیشتر و توصیفی تر بنویسید. هر صفحه فقط باید یک H1 داشته باشه و موضوع محتوای صفحه رو در بر بگیره.
توصیفات: این یکی همون روی سایت دیده نمیشه اما برای خوندن و فهرست شدن توسط موتورهای جستجو به کد صفحه وصل میشه. یه توصیف خوب باید شامل کلیدواژه های صفحه باشه و برای انسانها نوشته شده باشه.
 کلمات کلیدی: عبارت یا کلمات کلیدی باید در سراسای مختلف دیده بشه. درست مثل توصیفات این هم خروجی خاصی نداره و فقط برای اینه که موتورهای جستجو بهتر صفحه رو بفهمند و فهرست بندی کنند.

  • استفاده از یوست سئو برای سفارشی کردن متادیتا

با وردپرس و همراه با توانایی های ویراستاری که داره میتونید این 5 قسمت رو ویرایش و  سفارشی سازی کنید.
عنوان صفحه: تو وردپرس، اسم صفحه هم همون بالا نمایان میشه. از عنوان صفحه برای ساخت عنوان سئوی استفاده شده در هدر مرورگر، عنوان H1 روی صفحه و لینک فهرستها استفاده میشه.
URL صفحه (پیوند یکتا): URL پیوند یکتا از عنوان صفحه و خط فاصله درست میشه. میتونید URL رو تغییر بدید تا بیشتر با کلیدواژه ها هماهنگی داشته باشه و توصیفی باشه. هرچند اگه بعد از ساختن صفحه،  URL صفحه تغییر کنه باید تنظیمات ریدایرکت 301 انجام بدید تا صفحه به طور خودکار از آدرس قدیمی به آدرس جدید منتقل شه و خطای 404 پیدا نشدن صفحه پیش نیاد.
پیوند یکتا از طریق افزونه یوست سئو قابل ویرایشه.
 عنوان صفحه (عنوان سئو): یوست یه قسمتی داره به نام "عنوان سئو". گوگل از این عنوان برای فهرست بندی صفحه و نمایشش در صفحه نتایج استفاده میکنه. به طور پیشفرض عنوان سئو از عنوان صفحه گرفته میشه اما میتونید خودتون به دلخواه تغییرش بدید.
توصیفات متا: به طور پیشفرض، اولین جملات متن میشن توصیفات متا. اما میتونید خودتون تغییرش بدید و هرچی میخواهید بنویسید، فقط دقت کنید که از 1566 کاراکتر نباید بیشتر بشه. این توصیفات رو باید برای انسانها بنویسید نه روباتها! موتورهای جستجو صفحه ای رو که تو توصیف متاش فقط کلیدواژه ها رو بدون معنی خاصی ردیف کرده باشه جریمه میکنند. باید سعی کنید توصیفات هر صفحه خاص باشه و توصیفات متای صفحات مخ
کلیدواژه ها: میتونید از قسمت focus keywordd کلمه یا عبارت کلیدی صفحه رو وارد کنید. هیچ وقت نباید بیشتر از یک کلیدواژه در هر صفحه داشته باشید. به کلمه یا عبارتی که موضوع اصلی متن هست و متن در مورد اون نوشته شده، میگن کلمه یا عبارت کلیدی.

  • قطعه نتایج جستجو (snippet)

یه چیز روی گوگل سرچ کنید و به صفحه ای که براتون میاد نگاه کنید. لینکهای آبی که میبینید همون "عنوان های سئو" هستند، پیوند یکتای URL همون لینکهای سبز هستند و توضیحاتی که بعدش میان هم توصیفات متا هستن. اگه گوگل فکر کنه میتونه توصیف بهتری برای صفحه شما بنویسه خودش توصیفات متای شما رو تغییر میده- در واقع بستگی به عبارتهایی که کاربر سرچ کرد

   


تبلیغات در گوگل و سئوی درون صفحه

شنبه 4 دی 1395 نویسنده: نوین رسانه | نوع مطلب :گوگل ادورد ،سئو ،

 درواقع دو تا مزیت: 
1- بیشتر سایتها بهینه نشدند.
2- براحتی میشه تو سئو رقیبهارو کنار زد.
 من تو پست آخرم توضیح دادم که چطور سایت رو به گوگل وصل کنیم و بازدیدکننده ها رو به سایتتون بکشونید. حالا گوگل میدونه کجایید و نوبت رسیده به سئوی درون صفحه.

  • قدم اول: کلیدواژه هاتونو انتخاب کنید

کلیدواژه ها همون عبارتهای جستجو هستن. مثلا اگه شما نجار باشید، کلیدواژه هاتون میتونه نجار رشت، پیمانکارهای رشت و سازنده ویلای چوبی رشت باشه.

  • قدم دوم: کلیدواژه هاتونو تو متاداده ها قرار بدید

حتما باید کلیدواژه هاتونو تو عنوان صفحه (که روی تب مرورگر نمایش داده میشه)، توصیفات صفحه (که روی فهرست نتایج گوگل نمایش داده میشه) و پیوند یکتا (URL صفحه) بکار ببرید. 
من بهتون توصیه میکنم از این دو افزونه کمک بگیرید:
wordpress.org/plugins/all-in-one-seo-pack
wordpress.org/plugins/wordpress-seo

  • قدم سوم: تو محتواتون کلیدواژه ها رو بکار ببرید

به عنوان اصلی یه صفحه وب، تگ H1 میگن. گوگل عاشق تگهای H1 هست. پس وقتی میخواهید تو سایتتون یه تیتر اصلی معرفی کنید، بعنوان تگ H1 بسازیدش و تو این تگ از کلیدواژه هاتونم استفاده کنید. مثلا یه تگ H1 سایتتون میتونه عبارت "نجار و سازنده ویلای چوبی رشت" باشه. یه عنوان عالی با چند تا کلیدواژه! حالا گوگل فرض رو بر این میذاره که این صفحه درمورد نجاری است. 
 بعد برید سراغ محتوای سایتتون و شروع کنید کلیدواژه هایی رو که میخواهید براشون رتبه بگیرید تو متن اضافه کنید. اما دقت کنید که اگه کلیدواژه ها رو بی جا و بی مورد بکار ببرید گوگل میفهمه. متن باید طبیعی و روون باشه.

  • قدم چهارم: نقشه سایتتونو دوباره بفرستید (انتخابی)

یادتون تو مقاله قبلی (مقاله اول از سری سه مقاله ای) گفتم به نفعتونه که به کنسول جستجوی گوگل وصل بشید. خب حالا وقتش رسیده که از این عضویت استفاده کنید. فقط باید وارد کنسول جستجو بشید و دوباره نقشه سایتتونو بفرستید تا گوگل دوباره سایتتونو بخزه و فهرستتونو بروز کنه.

  • یه بازرسی رایگان سئو بگیرید

حالا، اگه واقعا میخواهید بدونید سایتتون تا چه حد برای موتورهای جستجو بهینه شده، من خوشحال میشم کمکتون کنم و یه گزارشی از کارهای مثبتی که برای سایتتون انجام دادید و کارهایی که هنوز جای بهتر شدن داره براتون بگیرم. یه گزارش چند صفحه ای دقیق که میتونید بر اساس اون برای اقدامات بعدی برنامه ریزی کنید و رتبه سایتتونو تعیین کنید.

   


تو این مقاله قراره از صفحه نتایج گوگل سایت هایی رو نشونتون بدم تا ببینید چطوری با استفاده از نیازهای انسانی، آدما رو تحریک می کنن که روشون کلیک کنن.
هر روز، همینطوری که نشستم و نت گردی می کنم تا برای مخاطبینم مطلب دربیارم، راحت می تونم ببینم چطوری بعضی از سایت ها سعی می کنن با استفاده از نیازهای اولیه انسانی، کاربرها رو جذب کنن. 
این روش جدید هم نیست. از زمان پیدایش اولین بنی بشر، آدما همه تلاششون برای این بوده که چیزهای مورد نیازشونو یا بخرن یا بسازن.


متخصصان بازاریابی هم اینو فهمیدن.
از وقتی که رسانه های اجتماعی بوجود اومدن، این نیازها بیشتر هم شدند.
تلویزیون هم تا جایی که بتونه از این روش ها استفاده می کنه.
عجیبه که ما تو سایتامون از این مسئله استفاده نمی کنیم. هرچقدرم که ما، برنامه نویس ها و صاحبان مشاغل، نخوایم بپذیریم، ولی در هر حال واقعیت اینه که نیازهای آدما میتونه مارو از غرق شدن نجات بده. اشتباهمون اینه که سایتمونو برای موتورهای جستجو میسازیم و امیدواریم که بهمون رتبه خوب بدن.
اما در اصل، اون طرف خط، آدما نشستن پشت مانیتورشون و تصمیم میگرن که رو سایتمون کلیک بکنن یا نه.
نرخ کلیک (مقدار کلیک هایی که یه سایت میتونه از تبلیغاش بگیره) 3 تا 4 درصده که اونم بستگی به خیلی چیزها داره (صفحه موتور جستجو، نقشه، هزینه تبلیغ کلیکی).
بهینه سازی سایت برای موتورهای جستجو هم خیلی کار سخت و زمانبریه. عوامل زیادی تو آوردن یه سایت تو جایگاه اول صفحه نتایج دخالت دارن که حتی اگه همشونم رعایت کنید بازم ممکنه اصلا به اون جایگاه نرسید.
وقتی این اتفاق میفته و می بینید که کلیک نمیگیرید، طبعا کم کم ناامیدی میاد سراغتون!
این مواقع همون موقعیه که مشخصات کاربرها و بازار هدفتون به دردتون میخوره و بررسی هایی که روی مخاطب هدف و شناسایی بهترین مشتری هاتون انجام دادید به کارتون میاد.
اینجا باید از نگاه مشتری هاتون به قضیه نگاه کنید و ببینید دنبال چی میگردن و چه حسی دارن، ارزش هاشون چیه و میخوان آنلاین به چه هدفی برسن.
وقتی دارید برای سایتتون یه متن تبلیغی مینویسید که تو موتورجستجو نشون داده بشه، این 6 تا نیاز انسانی رو هم در نظر داشته باشید:
باید حداقل یکی از این مواردرو تو متاتگ یا تگ عنوان و توصیفاتتون بکار ببرید.

به مردم اطمینان بدید که میتونید درد و رنج رو دور کنید و رضایت براشون بیارید. بهشون تضمین بدید که اگه از محصول شما استفاده کنن، رضایتشون صد در صدی و حتمیه و اگه از محصولات شما استفاده کنن میفهمن لذت واقعی چیه.

آدما به محرک های جدید، ناشناخته و متنوع نیاز دارن. مثلا سفر یکی از اون مثالاییه که میتونه تغییر و تحول ایجاد کنه. شرکت های مسافرتی و تورهای گردشگری میتونن تو تبلیغاتشون رو این نیاز انسانی حساب کنن.

احساس خاص و مهم بودن و اینکه دیگران بهشون نیاز دارن. مثلا تو تبلیغ یه موسسه تناسب اندام دیدم که کلاس های خاصی رو برای اقلیت های مذهبی دایر کرده بود و با شیوه خاص و مهم جلوه دادن افراد، سعی کرده بود جذبشون کنه.

 نیاز به حس قوی نزدیکی یا اتحاد با دیگران یا حتی با بعضی چیزها. مثلا شرکت ها و موسسه هایی که خدماتی رو ارائه میدن میتونن رو حس همکاری و نیاز آدما به همدیگه تأکید کنن. حتما شما هم دیدید تبلیغات استخدام و کاریابی روی ارتباطات انسانی، محیطی دوستانه و با نشاط چقدر تأکید می کنند.

ارتقای درک و فهم و توانایی ها و ظرفیت ها هم یکی از نیازهای انسانیه که میتونید ازشون بهره ببرید. تونی رابینز به خصوص خیلی روی نیاز انسان ها به رشد و پیشرفت تأکید میکرد. اگه روی جلد کتاب هاشو نگاه کنید می بینید چقد از عبارت های این چنینی استفاده می کنه و اینطوری آدم هارو وسوسه می کنه که کتابهاشو بخرن. مثلا "با مطالعه این کتاب، آدم هایی با پایین ترین درجه اعتماد به نفس، تبدیل به رهبران موفق تجاری شدند".

حس خدمت رسانی و کمک به دیگران. موسسه های خیریه می تونن با تأکید رو این حس بشر دوستی آدم ها، همکاری و مشارکتشونو جلب کنن. مثلا تو یکی از همین سایت های خیریه نوشته "با داوطلب شدن برای این کار خیر، نه تنها زندگی دیگران بلکه زندگی خودتان را هم تغییر دهید".

   



(مطمئناً من صاحب هیچ کدام از وب سایت های بالا نیستم، اما وب سایت خود را بر اساس قالب هایی که در بالا مشاهده کردید، طراحی کرده بودم).

خب، حتما از خود می پرسید بعد از انجام این تغییرات چه اتفاقی رخ داد؟ نرخ کلیک سایت من تا ۳۰ درصد افزایش یافت و بانس ریت (نرخ پرش) سایت نیز متحمل تغییراتی شد که در شکل های زیر مشاهده می کنید:

اشتباهات مهم در سئو

بر اساس مطالعات انجام شده، بیشتر افراد معمولاً سایت تان را بر اساس ظاهرش ارزیابی می کنند نه محتوا. زمانی که افراد با ظاهر و طراحی نامناسب سایت برخورد می کنند، اقدامت قابل توجهی انجام نخواهند داد. این افراد سعی می کنند از سایت دور شوند زیرا هیچ جذابیتی برایشان ندارد. هت، بهتر است به فکر بانس ریت و نرخ کلیک قابل قبول هم نباشید. در سال های نه چندان دور، شما می توانستید سایت خود را با دیدگاه ها و لینک هایی که در رسانه های اجتماعی ایجاد می کردید به صدر نتایج گوگل برسانید. در آن روزها ظاهر نامناسب سایت مسئله مهمی نبود. اما این روزها شرایط به طور کلی تغییر کرده است. برای اینکه بتوانید به عنوان یک سایت با کیفیت و قابل اعتماد (با اعتبار بالا) شناخته شوید باید لینک های معتبری داشته باشید. اگر یک سایت وردپرسی با ظاهر عمومی و نامناسب داشته باشید هرگز به این لینک ها دست نخواهید یافت.

حتما بخوانید:  لینک بیلدینگ چیست و چه اهمیتی دارد؟

به خاطر داشته باشید که لینک های خارجی یک سایت نشان دهندۀ شخصیت صاحب آن است، پس اگر سایت شما ظاهر خوبی نداشته باشد و همچون یک سایت اسپم کننده به نظر برسد، سایت های معتبر هرگز به شما لینک نخواهند داد.

چگونه این اشتباه را به سرعت رفع کنیم؟

  1. از شر تبلیغات مزاحم خلاص شوید: استفاده از تبلیغات مزاحم همچون گوگل ادسنس تاثیر خوبی بر روی سایت نخواهد داشت. این گونه تبلیغات به نظر اسپم می رسد. سعی کنید به جای استفاده از این تبلیغات، از Call to action هایی استفاده کنید که محصولات یا خدمات خودتان را به کاربر یا بازدیدکننده معرفی می کند. با این روش دروازه های جهان بازاریابی بر روی شما گشوده خواهد شد و در عین حال ظاهر وب سایت تان بهتر خواهد شد.
  2. سایت خود را از دیدگاه بازدید کنندگانی ارزیابی کنید که برای اولین بار از سایت شما بازدید می کنند: تصور کنید پدر یا مادرتان که هیچ اطلاعاتی در زمینۀ اینترنت ندارند به وب سایت شما مراجعه کنند. آنها چه تصوری از سایت تان خواهند داشت؟ آیا محتوای آن را با دوستان فیس بوکی اش به اشتراک می گذارد؟ یا به سرعت از آن خارج می شود؟
  3. یک طراح حرفه ای استخدام کنید: آیا شما نیز دوست دارید فرآیند لینک بیلدینگ خود را آسان تر کنید؟ پس سایت خود را به گونه ای طراحی کنید که زیبا و در عین حال جذاب باشد. اگر سایت شما خوب نباشد نمی توانید از سایت های معتبر لینک دریافت کنید. اگر خودتان به طراحی سایت آشنایی ندارید، می توانید یک طراح حرفه ای برای این کار استخدام کنید.

اشتباه دوم: سئو On-Page کُند

زمانی که صحبت از سئوی درونی یا همان سئوی On-Page به میان می آید، فکرتان نباید تنها به چگالی کلمات کلیدی و تگ عنوان محدود شود. اگر سایت شما حاوی محتوای کم کیفیت و کپی است، روند بهینه سازی شما خیلی سخت تر شده است.

به خاطر داشته باشید که سئوی درونی یا داخلی سایت، تنها به معنای مرتبط بودن نیست.

الگوریتم پاندا قادر بود محتوای کم کیفیت را از فرسنگ ها تشخیص دهد، بدون اینکه به بک لینک ها نگاه کند (بر عکس الگوریتم پنگوئن). بر اساس دستورالعمل کیفیت گوگل که اخیرا لو رفته است، سئوی درونی سایت شما پیام های قوی و قدرتمندی در مورد کیفیت کلی سایت به گوگل ارسال می کند.

برای اینکه سئوی درونی قدرتمندی داشته باشید باید این ۲ کار را انجام دهید:

به گوگل بگویید که سایت شما در مورد چه چیزی است (موضوع سایت و محتوای شما چیست)

گوگل یک موتور جستجوی هوشمند است. اصلا لازم نیست مرتبط بودن سایت خود را به رخ گوگل بکشید. گوگل از طریق کلمات کلیدی به موضوع سایت شما پی می برد پس لازم نیست مراحل دیگری طی کنید. اگر بخواهید هر روز مقاله ای در رابطه با «سئو چیست» منتشر کنید، شاملمجازات گوگل خواهید شد.

به گوگل نشان دهید که محتوای با کیفیتی دارید

باید سیگنال های با کیفیتی برای گوگل ارسال کنید تا متوجه شود محتوای مناسبی در سایت خود دارید. حتماً فکر می کنید نوشتن یک مقاله با کیفیت کافی است. اگرچه نوشتن مقالات با کیفیت آغاز خوبی است اما گوگل تنها زمانی متوجه محتوای شما خواهد شد که سیگنال های مناسب را برای او ارسال کنید. سایتی که بتواند این سیگنال ها را بیشتر برای گوگل ارسال کند، می تواند رتبه بندی بهتری برایتان به ارمغان آورد.

چگونه این اشتباه را به سرعت رفع کنیم؟

  1. به اصل مرتبط بودن پایبند باشید اما بیش از حد از آن استفاده نکنید: سعی کنید کلمات کلیدی خود را در تگ عنوان، توضیحات، پاراگراف اول و محتوا قرار دهید. شما می توانید در محتوای خود از تصاویر مرتبط استفاده کنید که دارای کلمات کلیدی و یک کلمه کلیدی LSI در متن Alt است.
  2. سیگنال های با کیفیت برای موتورهای جستجو ارسال کنید: این گزینه بدین معنی است که همه مواردی که گوگل دوست دارد را به او نشان دهید. به عنوان مثال استفاده از لینک های خارجی به دامنه های معتبر ( همچون .edu و .gov) بسیار مهم است. استفاده از کلمات کلیدی معتبر و مرتبط، تاثیر بسیار خوبی خواهد داشت.
حتما بخوانید:  محتوای شما به 5 دلیل بک لینک نمی گیرد

اشتباه سوم: نادیده گرفتن کلمات کلیدی طولانی (Long Tail Keywords)

کلمات Long Tail، کلمات کلیدی طولانی هستند که به صورت دقیق و هدفمند یک محصول را نشانه گرفته اند. بیشتر صاحبان کسب وکارها، آرزوها و اهداف خود را تنها بر روی یک کلمه کلیدی قرار می دهند. اما شما می توانید ترافیک سایت خود را با هدف قرار دادن کلمات کلیدی طولانی که بیشتر رقبا نادیده می گیرند، افزایش دهید.

اشتباهات رایج سئو

اگر فکر می کنید کلمات کلیدی دم دراز اهمیت و ارزشی ندارند، بهتر است نگاهی به موارد زیر بیندازید:

خب؛ تصور کنید یک کلمه کلیدی خاص دارید که از طریق آن در روز ۵ جستجو انجام می شود. از آنجایی که بیشتر کلمات کلیدی طولانی رقابتی نیستند (بیشتر افراد آن را نادیده می گیرند) شما می توانید رتبه بهتری از این کلمات به دست آورید.

در رتبه اول برای این کلمات کلیدی، قادر خواهید بود ۶۰% از کلیک ها را از آن خود کنید:

۰٫۰۶ نرخ کلیلک x پنج جستجو در روز = ۳ بازدید کننده در هر روز

سایر روش های کسب در آمد را بیاموزند یا برای تبلیغات خود استراتژی تعیین کنند، این تبلیغات را در وب سایت خود کپی می کنند.

   


خیلی از صاحبان صنایع و مدیران شرکت ها فکر می کنن ما یه راز یا یه فرمول خاصی داریم که میتونیم سایت ها رو به جایگاه اول صفحه نتایج برسونیم. اما در واقع تنها نکته داشتن ثبات و متمرکز بودن و استفاده از محتوای معتبره. اما فرض کنید همه ستاره های سئوتون جور شدند، بعدش چی؟ هدف همه اینه که بتونن ترافیکی رو که به کمک سئو به سایتشون کشوندن، به خریدار تبدیل کنن، وگرنه کشوندن ترافیک خالی فایده ای نداره. ما کاری می کنیم که همه قطعات بازاریابی آنلاینتون هماهنگ با هم کار کنن.

 

  • سئو دقیقا چیه؟

وقتی کسی چندتا کلمه تو نوار جستجوی گوگل سرچ می کنه، اون فرایندی که روی جایگاه سایت ها در صفحه نتایج جستجو اثر میذاره، همون سئو است. اگه سایتتون رو صفحه اول نتایج جستجو (جزء 10 سایت اول) ظاهر بشه، یعنی رتبه سایتتون بالاست. اگه بین 3 سایت بالای صفحه باشید که دیگه باید خیلی راضی باشید.

  • دلیل اهمیت سئو چیه؟

وقتی شما میخواهید آنلاین چیزی بخرید یا سوالی براتون پیش اومده و دنبال جواب میگردید، میرید سراغ گوگل، چند تا کلمه تایپ می کنید و دکمه سرچ رو فشار میدید. احتمالا بعد از چند تا تبلیغ که با “Ad” مشخص شدند، نتایج براتون ظاهر میشه. گوگل از روی محتوایی که این سایت ها روی صفحه شون بوده و یه سر
خوبیش اینه که این ترافیک بدون هیچ خرج و مخارجی روونه سایتتون میشن. ضمنا هدفمندند. چون کاربر خودش به طور فعال دنبال چیز مشخصی میگرده. یعنی این فرد یا داره تحقیق می کنه یا میخواد چیزی بخره. پس اگه سایت شما به عنوان یکی از نتایج براش ظاهر بشه، احتمالش خیلی زیاده که بتونه نظرشو جلب کنه، حالا چه اطلاعاتی باشه، یا کالایی که میخواهید بفروشید یا هرچی. طراحی صفحه، محتوا و درخواستی که روی صفحه از کاربر دارید، همشون فوق العاده مهمند. چون علاوه بر جذب ترافیک، کنترل این ترافیکی که وارد سایت شده هم اهمیت زیادی داره.

  • برای شروع سئوی سایتم چی کار باید بکنم؟

مهمترین مسئله در سئو، کیفیت و ثباته. کلید موفقیت این کار اینه که یه تعادلی بین تولید محتوای متمرکز و با کیفیت و انتشار منظم اون محتوا ایجاد کنید. در واقع حتی اگه برای انتخاب کلیدواژه هاتون تحقیق هم نکرده باشید، فقط با انتشار محتوای مرتبط با کارتون میتونید پایه های سئوی سایتتون رو کم کم بنا کنید. گوگل تو تشخیص محتوای باکیفیت و مرتبط خیلی ماهره و به اینجور مطالب رتبه های بالاتری میده. پس یادتون باشه که همیشه مطالبتونو برای مردم بنویسید نه برای موتورهای جستجو، چون مردم اگه از مطلبتون خوششون بیاد، اونو به اشتراک میذارن و همین کار خودش ارزش مطلبتونو بیشتر می کنه.
وقتی میگیم "محتوا"، منظور فقط پاراگراف های متن نیست. محتوا میتونه یه عکس یا ویدئو باشه که اون مطلب رو غنا میبخشه. حتی میتونه یه نمودار، گراف یا هر مدلی از اینفوگرافی باشه، اتفاقا این اینفوگرافی ها از عکس و ویدئو هم بهترند. تصاویر و گرافیک ها بین بلوک های نوشته فاصله میندازن و توجه خواننده رو به متن نگه میدارن و تمرکز به کلمات رو بیشتر می کنه. اینطوری حتی تندخوانی و بررسی بعضی قسمت های متن هم راحتتر میشه.  
نهایتا اگه مطالبتون به قدری نظر کاربر رو جلب کرد که تصمیم بگیره اون مطلب رو به اشتراک بذاره یا اون کالا رو بخره، شما باید این کارو براش راحتتر کنید! هدف نهایی شما باید واضح و ساده باشه. مثلا دکمه های اشتراک گذاری رو صفحه کار بذارید. اینطوری میتونید خیلی راحت چند تا بک لینک برای خودتون بگیرید و سایتتونو رو صفحه نتایج جستجو جابجا کنید.

همه چی با ساختن یه سایت حرفه ای و مفید شروع میشه. سایتتون رو شالوده ی همه اقدامات بازاریابی آنلایتون ببینید. اگه شالوده و پی قوی باشه، میتونید روش هرچقدر که میخواهید بلوک های بازاریابی دیجیتال بذارید (شبکه های اجتماعی، گروه های ایمیلی، تبلیغات و غیره).
گرچه ظاهر و حال و هوای سایتتون خیلی مهمه، اما پادشاه این سایت محتواست. باید مخاطبتونو درک کنید – مشکلاتش، نحوه صحبت کردنش و روش پول خرج کردنش همه در نحوه بیان محتوای سایتتون خیلی مهمند.
هر صفحه ای که منتشر می کنید باید یه درخواست برای اقدام مشخصی داشته باشه. فقط اطلاعات دادن کافی نیست، باید از کاربر بخواهید کار خاصی انجام بده. میخواهید چی کار کنه؟ مطلبتونو به اشتراک بذاره؟ روی دکمه خرید چیزی کلیک کنه؟ عضو خبرنامه ایمیلی سایتتون بشه؟ اطلاعات رو بخونه و فردا فراموش کنه؟ خوشبختانه شما که این آخری رو نمیخواید، چون اگه جز این باشه به هدفتون نمیتونید برسید. باید واضح به کاربر بگید که در قدم بعدی چی کار باید انجام بده.
در نهایت، وقتی رو صفحه نتایج جستجو میایید، ترافیک وارد سایتتون میشه و اون ترافیک رو به سمت اقدام خاصی هدایت می کنید، باید در همین حین عملکرد سایت رو بررسی کنید. اینجای کار باید از آنالتو چیا باید بهتر بشن.
افزایش رتبه چیزی نیست که یه شبه یا حتی چند هفته ای اتفاق بیفته. اینجور کارها صبر و محتوای زیرکانه لازم داره. اگه این شرایط رو داشته باشید میتونید شاهد بهبود سایتتون باشید و موقعیت صحبت کردن با مخاطبی که دنبالش میگشتید رو بدست بیارید و خدماتتونو بهش عرضه کنید.

   


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :